ارسال شده در:
پنجشنبه 3 دی1388 :: 11:30 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
فلک بد عهد و عالم زود سیر است
اثر استاد علی شیرازی
ارسال شده در:
یکشنبه 12 مهر1388 :: 9:48 بعد از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
آخرین روز تابستان ۸۸: پرویز مشکاتیان از بین ما رفت
شرح این قصه مگر شمع بر آرد به زبان
فلــک با ما چـرا این داستان رفت ؟ چــرا ماندی تـو و مشکاتیان رفت ؟ شــکن سنتــــور را همچــون دل ما که بی او نغمه و ســـاز از میان رفت بهــــار هــرگز نیــــاید گو بدینجا که در قــــلب هنــر خار خزان رفت چه خواهـد بـود موسیقی از این پس کزین جـــادو ، هنر را دودمان رفت کســــی کاو خالـــــق بیــداد بودی ز بیـداد زمـــــانه اینــــــچنان رفت خـدا را با دگــــــر عشـــاق می ساز که شور و شوق جـــان عاشقان رفت کجــــا خواهـــی زدن تیـــر جـفا را که از جور و جفـــای تو ، نشان رفت خدا را بس کن ای صوفی که در دهر نمیـــرد آنکــه نامـش جاودان رفت
ارسال شده در:
سه شنبه 31 شهریور1388 :: 3:47 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
به مناسبت سالروز شهادت حضرت علی (ع)
اثر استاد غلامحسین امیرخانی
ارسال شده در:
پنجشنبه 19 شهریور1388 :: 11:35 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
ارسال شده در:
دوشنبه 21 بهمن1387 :: 10:19 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
عشق داند
اثر فرشاد کردی
ارسال شده در:
یکشنبه 13 بهمن1387 :: 6:1 بعد از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
صیادی می گریست به پرنده کوچکی دلبسته بود
ارسال شده در:
پنجشنبه 3 بهمن1387 :: 9:3 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
باغ
باغ ام ،اگر چه فصل بهاری نداشتم
از کوچه های سبز ، گذاری نداشتم
رودی به شوق دیدنم راهی کج نکرد
برگرد خویش ،اگرچه حصاری نداشتم
برگم ،برای چلچله دستی تکان نداد
گویی که با نسیم ، قراری نداشتم
از دودمان دردم ، از نسل بی کسی
جز این دو هیچ ،اصل و تباری نداشتم
ارسال شده در:
پنجشنبه 26 دی1387 :: 9:55 بعد از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
گر سنگ ببندم شکمم را
حاشا که به نانی بفروشم قلمم را
ارسال شده در:
دوشنبه 23 دی1387 :: 10:27 قبل از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
به نام تک نوازنده تار هستی
به نام آنکه نور رخشان جمالش به یکباره خط نسخ بر سیاهی عدم کشید و تعلیق نقش جمال خود را با آفرینش قلم بر لوح وجود مقدر کرد.
به نام آنکهدلهای آشفته تر از خط ترسل به کنعان وصال می رساند و عطر دل انگیز یوسف حسن را در مشام منتظر یعقوب می نشاند.
به نام فیاض بیچونی که به ثلث آه شکسته دلی ، جهانی از فیض عطامی کند واز دامن مریم کوهساران ، مسیح نسیم را به طربناکی راهی ،ریحان زاران خوشبوی امید می سازد.
پروردگاری که یک دیوان احساس را در یاس وجود خطاط ریخت تا فلک را سقف بشکافد و طرحی نو دراندازد.
خط ، تجلی جمال جانان است. نسیم نوازشگر عشق بر پرده های گلریز هفت خانه چشم است.نگارش فصیح زیبایی و سرایش بلیغ بی تابی است.یک نیستان سوزش ،یک بوستان طراوت ، یک آینه زار تلاوت و یک نگارستان نگاه است.آنجا که تکلم از ترنم باز می ماند ، زمزم کلیم جان خطاط بپا می خیزد تا با زیباترین اشارت ، ساقی بشارت را به صحن و سرای دل فرا خواند.این است که از ساقه دستان او بر لوح سیمین جان نور می ریزد و با هر بار گردش قلمش ،قدمی به جلو بر می دارد.کار او آراستن ضیافت پاکدامنی و تکلیف او پیراستن لکه های زشت تکلف و آلایش تعلق از بزم زیبای زندگی است.همه ردیف شناسان لیلی سرای موسیقی سوخته دل ، همه فرهاد طینتان بیستون پرداز شیرین صفت ، شهادت می دهتد که خاطر خط همیشه عاطر و مجنون و مفتون جمال بی مانند محبوب ازل بوده است.
ارسال شده در:
جمعه 20 دی1387 :: 10:3 بعد از ظهر :: توسط :
فرشاد کردی
بنام تک نوازنده تار هستی
فرشاد کردی متولد: 1357.بروجرد فارغ التحصیل: انجمن خوشنویسان ایران اساتید: غلامحسین امیرخانی، علی شیرازی فعالیت هنری: 5نمایشگاه انفرادی 3نمایشگاه گروهی چاپ بیش از 15 اثر هنری
*********************** هرگونه استفاده و کپی از مطالب و عکسهای این وبلاگ تنها با ذکر نام منبع و صاحب وبلاگ مجاز است